شهريار كوچولو

بلاخره موفق شدم

و من با تمام شجاعت و دلاوری تونستم یه عکس از دندون جناب محمدحسین خان عظما بگیرم حالا شما ببینید و قضاوت کنید شبیه برنج هست یا نیس؟؟ انگار یه دنه برنج چسبیده به لثه اش ...
5 خرداد 1391

وقتی اولین دندون زد بیرون

بلاخره اولین دندون پسری تو هفت ماه و سه هفتگی اش زد بیرون انگار که یه دونه برنج چسبیده به لثه اش هنوز موفق به گرفتن اولین عکس از دندونش نشدم ولی اگه موفق شدم حتما عکساهاشو می ذارم. ایشون محمد حسین هستند با یه دونه دندون این عکس جدیده رو ببینید شبیه بچه های عربی نشده؟   ...
2 ارديبهشت 1391

زبون باز کردن.سیزده بدر و باقی قضایا...

پ سرمون داره به حرف زدن میوفته فقط 8 ماه شه اما می تونه بگه دد و ماما و بابا. اوخی نازی. فقط دوست داره باهاش بازی کنی. وقتی خوابیده و تو وایستادی اول دست و پا می زنه که بلندش کنی بعد بغض می کنه و اگه بازم برش نداری دیگه باهات قهر می کنه. پسرمون دد رو از این عروسکه یا دگرفته هر وقت صدای عروسکه میاد می زنه زیر خنده...   چه شباهتی دارن اینا باهم! سیزده بدر باهام رفته بودم خونه اون یکی خاله اش تو حیاط شون یه چند تا عکسشو واستون می ذارم شهریارمون اشپز شده بود         این عکس اخری رو خودم خیلی دوس دارم. چشماشو نیگا کن. بعدا باز هم اپ می کنم ...
18 فروردين 1391

سلوووووووووووووووووووووووووم دوباره

من نتونستم چند روز بیام و وبلاگ نی نی مون رو اپ کنم اخه نتم قطع بود . . . شهریار خوچولو امروز واکس زده بعد اینگده گریه کرد دلم اب شد الهی قربونش بشم اصلن اروم و قرار نداشت     شیمکو وقتی حریره بادوم بهش دادیم....اصلن دردو یادش رفت   ...
18 اسفند 1390

خريد

ديشب بعد اين كه اخرين پست رو تو وب گذاشتم با هم رفتيم تا برا شهريار خوچولو خريد كنيم   هيچي نبود يعني بود ها ولي يا قشنگ نبود يا برا بچه راحت نبود فقط تونستيم دو تا پوليور بگيريم همين.....حالا اينا كه مهم نيست وقتي وارد فروشگاه شديم جاي اين كه يه عالمه خانم فيس و افاده اي  بد عنق اون جا باشن پر از بچه كوچو لو بود كه يكي شون رگال رو تكون مي داد اون يكي از تو اتاق پرو داد مي زد مامان پوشيدم بعدي رو بده.....و يا عالمه همه شاد بودن و مي خنديدن .......... كلي ذوق كردم و با اين كه تو خريد كردنا حالم خيلي بد نشد ولي اين بار كلي خوجحال برگشتم خونه............. . . . . . واي محمد حسين عاشق فرني و حريره با دوم شده  ...
12 اسفند 1390

..............

مي دونيد چرا اسم وبو گذاشتم شهريار كوچولو؟ چون ما خانوادتن خيلي شهريار رو دوس داريم حالا هم كه اسم ني ني مون شده محمد حسين بيشتر وقتها شهريار صداش مي كنيم . . . . . باورتون مي شه محمد حسين ما شبيه اين عكسه باش؟ ...
11 اسفند 1390